بی امیدی!
آبلوموف مرده است!
فکر میکنید آدم از چی میمیرد؟ از گرسنگی؟ از سیگار؟ از غصه؟ نه؛ آدم از بیامیدی میمیرد؛ از اینکه هر روز صبح چــشمهایش را باز کند و نداند چرا باید از جایـــــش بلند شود؛ از اینکه یک کاری را نکند ولی این برایش هیچ فرقی با اینکه آن کار را بکند، نداشــته باشد. هر دو را انجام ميدهــــد، چون زمــان بایـد بگذرد و چیزی که اسمش زندگی است تمام شود.
رمان آبلوموف
ایوان گنچاروف